من آنِ تــــوام مرا به من باز مده

اینستا، وبلاگ ها و فضاهای مجازی پره از دلتنگی برای اون که باید باشه و نیست. در واقعیت، زندگی از تهوع برای تحمل همدیگه در حال بالا آوردنه. میترسم با همه ی داستان های خوب و هدف های رنگی، ما هم به همچین مسیری بیفتیم. ما نسلی هستیم که بعضی هامون با عینک احساسات فانتزی بعضیا لابلای دیدن فیلم و عکس های داغون، با ناخونک زدن به آدمای رهگذر برای حال کردنای کوتاه، عده ای با زندگی های تک بعدی و خشکمون و اکثرا با کتاب نخوندن و مهارت های کسب نکرده از پیش همه چیو به باد دادیم. عطش زندگی گرم و عاشقانه، پشت هم بودن برای یک عمر، اونقدر قدرتمنده که هرآن و توی هرموقعیتی تنهایی رو بهت یادآوری کنه. شاید قدِّ این تنهاییه که آدمو گاهی تا سراب ها میکشونه و تشنه تر و خسته و وامونده برمیگردونه. چی میتونه حال ما رو عوض کنه؟ توسلی، حرکتی توجهی... چیکار باید کرد؟

  • آفتابگردون ...

نظرات  (۱)

سلام 
من خیلی اتفاقی از گوگل اومدم 
با اجازتون من اینجا برای دوستمم فرستادم تا بیاد ببینه
ممنون

پاسخ:
سلام
خواهش می کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی