من آنِ تــــوام مرا به من باز مده

مهر همیشه برای من پر از احساسات قشنگ بود. ذوق لوازم تحریر و کیف و کفش و روپوش نو رو مگه میشد با چیزی عوض کرد؟ ابتدایی که بودم کیف جدیدمو تا چند روز بغل میکردم و میخوابیدم! کفشای جدیدمم تو جعبه شون کنار بالشم میذاشتم! دلم میخواست وقتی بیدار میشم اولین چیزایی که میبینم کیف و کفش قشنگ مدرسه باشه. بچه دبیرستانی که شدم خوشحال بودم زودتر کتابامونو میدن. ساعت ها می نشستم کتابای جدیدو ورق می زدم و با تموم قدرت بوی کاغذو می بلعیدم. بعد دونه به دونه مطالب کتابو میخوندم. اول از همه ادبیات بود که دلمو میبرد. مگه میشد از شعرا و حکایتای قشنگش ساده رد شد؟ بعد شیمیِ جان و ماجراهای جدول مندلیف میومدن وسط و خلاصه ساعت ها و روزها دلمو میبردن. چی داره این لوازم تحریر لعنتی هنوزم میتونه با روح و روان من بازی کنه :)

دلتنگی حس مرموزیه. نرم و آهسته میخزه تو جونت و بند بند وجودت رو تا مرز خلق اون شخص یا اون مکان میبره. بقول قیصر امین پور: حتی اگر نباشی، می آفرینمت/ چنان که التهاب بیابان سراب را. منم آدم دلتنگیم کلا :/ مثلا دلم برای صدای برخورد کفش هام با تن لخت حیاط مدرسه، توی صبح های سرد پاییزی تنگ میشه. برای نسیم خنک صبح اول مهر که نوازشگر صورت خوابالوی و پراسترس من بود. برای دوستای عزیزم و دست های پر محبت و آغوش گرم روز اولشون... برای نشستن روی نیکمت هایی که با غلط گیر روش مانیتور برای تقلب طراحی شده بود! برای آتیش سوزوندنای سر کلاس، برای اسم های مسخره ای که روی گروهمون میذاشتیم. برای غذا سفارش دادنای قایمکی مون، ترقه بازیای وسط کلاسمون، برای روزهای پر جیغ و داد نمایندگی خودم، برای بحثای داغ سیاسی و فوتبالی بچه ها، برای شعر نوشتنامون پای تخته، مقنعه جلو کشیدنا و حجاب گرفتنای مسخره ی هول هولی جلوی مدیر، یواشکی گوشی آوردن و شیطونیای خرکی کردن، واسه درد دل کردن و هق هق تو بغل هم گریه کرنا، برای قهر و آشتیای با ژست مغرور که تهش به شیرینی خوردن میرسید، واسه تعطیل کردنای دسته جمعی، واسه خرخونیا و خود نشون دادنامون، واسه مهربونی و حال خوب معلمامون، واسه زیارت عاشوراهای چرت پاره کنمون، برای سرود های گلو پاره کن دسته جمعی مون و برای نزدیکی بی بهونه دل ها و شوق علم آموزی دلتنگم...

  • آفتابگردون ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی