من آنِ تــــوام مرا به من باز مده

به اندازه موهای سرم دروغ گفتم. اونقدر تازگیا حرفه ای شدم که لبخند هم میزنم حتی وسطاش از تکه کلامای رایجم که زمان بی خیالی به کار میرن، استفاده می کنم. اوایل پشت تلفن هم سخت بود برام. صدامو کنترل می کردم و بلند بلند می خندیدم اما جلوی اشکامو نمیتونستم بگیرم. یه بارشو بابا متوجه شد حالم غیرطبیعیه؛ بعدا به مامان گفته بود بهم زنگ بزنه ببینه خوبم؟ 

کم کم حرفه ای شدم و حالا تو چشماشون زل میزنم و از حالِ دروغم میگم! چه اهمیتی داره چی میشه؟ بذار فکر کنن حالم خوبه، هوا خوبه، همه چی رو براهه...

  • آفتابگردون ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی