من آنِ تــــوام مرا به من باز مده

بعد از یک هفته، امروز بالاخره تبم قطع شد و تونستم کم کم راه برم و ریز ریز با بقیه حرف بزنم و به شوخیاشون بخندم :) 

دیشب داشتم فکر می کردم با وجود این داروهای قوی که متخصص عفونی برام شروع کرده و جواب نگرفته شاید منم در عنفوان جوانی قراره غزل خدافظی بخونم...

خداروشکر به عدد مولکول های هوایی که استنشاق نمودم که بارقه های امید خودنمایی کردن :)

راستی توی سختی ممکنه عیار واقعی آدمای نزدیکت هم حسابی بالا پایین بشه. چقدر این یکی هم عجیب بود هم تلخ و هم شیرین :)

  • آفتابگردون ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی