- ۰۳/۱۱/۱۹
- ۱ نظر
ذهن من همیشه بیشترین درگیری رو با مسائل حل نشدنی داره.
اونایی که یاد گرفتم خیلی وقتها باید ندیده گرفته بشن تا بشه ادامه داد. مثلا آدمی هستم که موقع درس خوندن کافیه به یه جمله برسم که نفهمم چی میگه. پدر خودمو درمیارم آخرش اگه بازم نفهمم عمرا که بقیشو بخونم. البته در طول زمان سعی کردم این موضوع رو اصلاح کنم. مثلا اون جمله اصلا نبوده یا مثلا تو قراره با خوندن ادامه بفهمی!!
یکی دیگه از چیزای حل نشدنی رو مخ من، مهمونهای سرزده و تماسهای تلفنی هستن. حرص میخورم. به خاطر شرایط خاص خونهمون زمانی که مهمون بیاد مجبوری حداقل ۳۰ درصد همراهی داشته باشی. اگه امتحان داشته باشی یا حتی فقط حوصله نداشته باشی دهنت صافه. چجوری کنار اومدم؟ به روش خودم! توضیح این یکم سخته ازش میگذریم! آدم تلفن جواب بدهای نیستم. حدود ۷۰ درصد مواقع میگم پیام بدین و حتی میتونین واتسآپ و تلگرام ویس بدین و همون روز یا روز بعد جواب میدم. تماسها به خوبی روی گزینه ندیده گرفتن جا افتادن :)
شرایط دشواری وجود داره که قابل ذکر نیست اما روزانه روی اعصاب اینجانب هست و تا حد خوبی میتونم خودمو نسبت بهشون کور نشون بدم و بپذیرم که قابل تغییر نیستن. عوضش کمتر آسیب ببینم. هرچند اینا تا یه جایی جوابه. مثلا ممکنه حسَب اون مورد، هر چند وقت یه بار اوضاع بحرانی بشه و چشمتو در بیاره.
تو از اونایی هستی که هرروز یادت رو به خاک میسپرم و هر شب برای نبش قبر برمیگردم. تو از موارد حل نشدنی زندگی منی که نه میتونم کاری کتم نه میشه ندیدت بگیرم. حتی رویا دیدن هم برام ضرر داره. هرچند توی این مورد ضعیف شدم. دست و بال تخیلم رو بستم چون اونم مریضم میکنه. تو در میانهی همه چیزی.... یهو به خودم میام میبینم باز دارم فک میکنم فلان جریان رو چجوری بهت بگم خوبه؟! لعنتی چجوریییی؟! مگه قراره بگی اصلا؟ مگه قراره ببینیم همو؟... نه هرگز! طبیعتِ من و تو نرسیدنه...
- ۰۳/۱۱/۱۹
ایشالا زمستون بگذره افتاب بخوره تو مخ جفتتون
برسین
برسین یه رسیدن خیلی باحال