من آنِ تــــوام مرا به من باز مده

خیلی زیاد بی حوصله ام

از بیرون آروم به نظر میام، انگار همه چی خوبه و از درون دلم میخواد با همه دعوا کنم.

معمولا سردرد دارم از اون میگرنی بدها که چند روزه خوب نمیشه. معده درد هم اضافه شده همین الان!

مامانم دیروز عصر میگه میخوای با ح چیکار کنی؟ میگم هیچکار! به من چه! میگه این واسه تو داره همش میاد و میره و خودشو به آب و آتیش میزنه.

منم میدونم خب! چیکار کنم مادر من؟

خودمم نمیدونم چه مرگمه ولی روبراه نیستم. با خودم کی به صلح میرسم؟ چطور ممکنه با این احوالات همیشه داغون، برای کسی آدم جذابی به نظر بیام؟! مسخرم میکنین؟! من با خودم بلد نیستم کنار بیام چطوری توقع دارین وارد زندگی با یه آدم دیگه هم بشم :/

اصلا عزاگرفتم که باید کلی آدم توی عید ببینم و جواب پس بدم برای مهمونی نرفتن‌هام.

چرا هیچ کاری نکردن و هیچ کجا نرفتن و هیشکی رو ندیدن اینقدر بی احترامی به دیگران و رسومات به حساب میاد؟! بابا شاید یکی اصلا نمیدونه با خودش چند چنده مشکل داره اصن روانیه کوتاه بیاین...

  • ۰۴/۰۱/۰۴
  • آفتابگردون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی